حکایت آنقدر زیباست که بر آن شدم تا آنرا به نظم آورم.باشد که مقبول افتد.
آن شنیدستی که اعرابی رجل اشترانی داد بر ختم رسل ؟
پیروان پروانه و احمد چو شمع گفت پیغمبر به یارانش به جمع
یک شتر نقدا دهم بر هر که او رکعتینی خواند عاری جز ز او
فاعلاتن فاعلاتن فاعلات شیر حق گفتا منم اهل صلات
چون نمازش را به پایان برد علی گفت پیغمبر که ایی یارم! ولی!
در تشهد فکر کردی ز اشتران گیری آن کو فربه باشد هم گران
لیک اشتر نیست از آن کسی در نمازش غیر حق باشد کسی
جانب پیغمبر آمد جبرییل گفت امری دارم از رب جمیل
چون علی میخواست تا احسان کند بر فقیران گوشت از قربان کند
هر چه اشتر فربه احسان خوشتر است کار نیکو کردن از پر کردن است
هر دو اشتر بر علی ده چونکه بود نیتش حق و خدا با اوی بود
"از علی آموز اخلاص عمل شیر حق را دان منزه از دغل"
در خلایق نیست کس هم کیش او شرک باشد بر کسی تشبیه او
گل يا پوچ؟ مساله اينست!...ما را در سایت گل يا پوچ؟ مساله اينست! دنبال میکنید
برچسب: تقدیم به مولایم, نویسنده: بازدید: 9